السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )
300
المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )
شيعه باشد ، اعتقاد به وجود حجت عصر و انتظار ظهور اوست . زيرا عقيدهى شيعه اين است هنگامى كه انسان در بستر رود ، به اين اميد بايد بخوابد كه چون صبح از خواب برخيزد ، حجت عصر ظهور كرده ، و او براى تأييدش آماده باشد . معتقدند كه همه مردم و دول زمين تابع حكومت آنها خواهند بود . گويا فردفرد شيعه ، بدون استثنا ، شب كه در بستر مىروند ، به اميد ترقى و عالمگيرى مذهب و اقتدار خود ، صبح از خواب برمىخيزند . شيعيان مجتهدان را نوّاب عام حجّت عصر مىدانند . بر دانشمندان اجتماعى روشن است كه اگر چنين عقيدهاى در ميان فردفرد ملّتى گسترش يافته و رسوخ كند ، ناچار روزى اسباب طبيعى براى آنان فراهم خواهد آمد ! يأس و حرمان ، عامل هرگونه نكبت و ذلّت ؛ ولى ضد آنكه پشت گرمى و اميدوارى و قوّت قلب از روى اعتقاد است ، مايهى فلاح و نجات مىگردد . « 1 » 2 - هانرى كربن « 2 » اسلامشناس و شيعهپژوه شهير فرانسوى ، در اين زمينه مطالبى شنيدنى بيان كرده است ، او در گفتارى با عنوان « بشارت مذهب تشيع براى بشريت چيست ؟ » چنين اظهار مىدارد : به نظر من ، [ ما ] مىتوانيم كوشش كنيم تا در تفكر شيعه يك مشاهدهى واضح و روشن معنوى جستجو كنيم ، مشاهدهاى كه بر نااميدى امروز بشر تفوّق مىيابد و آن را از ميان بر مىدارد . . . به صورت اختصار مىگويم : امامشناسى شيعه ) eti'ihS eigoloma miL ( مىتواند . . . صراط مستقيمى ميان وحدتبينى انتزاعى اسلام سنّى و حلوليت كليساهاى رسمى مسيحى باشد . . . خلاصهى مطلب از اين قرار است : همهى مردم مغرب زمين تماس با خداوند را در واقعهى تاريخى كه آن را به صورت « حلول » مىفهمند ، جستجو مىكنند ، در حالىكه اسلام شيعى ،
--> ( 1 ) . سياست اسلامى / ماربين / فصل هفتم : فلسفه مذهب شيعه / صص 49 - 50 ؛ اين كتاب به سال 1328 در تبريز ترجمه و چاپ شده است . ( 2 ) . » nibroC yrneH « ( 1903 - 1978 ) او از خانوادهاى پروتستان در منطقه « نورماندى » فرانسه به دنيا آمد . در دانشكدهى ادبيات « سوربن » به تحصيل فلسفه پرداخت . زبانهاى لاتين ، يونانى ، آلمانى ، عربى و فارسى را فراگرفت . در كلاسهاى اتاين گيلسون و لويى ماسينيون حاضر شد . در 1933 « مونس العشاق » سهروردى را ترجمه و منتشر ساخت . در 1945 نظارت « مركز ايرانشناسى » فرانسه را برعهده گرفت . در 1954 پس از لويى ماسينيون رئيس « مدرسه علمى تحقيقاتى عالى » شد . وى پانزده اثر از شيخ اشراق را ترجمه كرد . برجستهترين كار وى انتشار « كتابشناسى ايران » در 22 جلد است . او طى سالهاى 1338 و 1340 خورشيدى ، مذاكرات و مكاتباتى در شناخت تشيع با مرحوم علامه طباطبايى داشته است .